۱- بدینوسیله ، تنفر خود را از خیلی ها اعلام میدارم
۲- راستی چرا ؟ هر چی فکر میکنم ، آدمهایی که دور و بر من هستند ، بیشتر قابلیت تنفر و انزجار دارند تا عشق و دوستی ! از هر ۱۰۰ نفر ، میشه با یکی دوست بود و باید از ۹۹ نفر فرار کرد .
شاید ایراد از من باشه ![]()
۳- تصمیم داشتم یه آب و جارویی به اینجا بزنم . ولی این احساس مزمن ِ لعنتی ، نمیگذاره .
۴- بهتره ادامه ندم . وگرنه ...
۵- اگر این رو نگم میترکم : آی . تویی که فکر میکنی خیلی زرنگی . تویی که فکر میکنی آدمی . تویی که فکر میکنی خیلی میفهمی ... حضرت عباسی هیچی نیستی . هیچی ---> آ.خ.
+ نوشته شده توسط سهیل در سه شنبه سی ام خرداد 1385 و ساعت
21:0 |