این هم تصویر روزنامه :

روزنامه ی محترم ایران - که این روزها چرخش محسوسی به سمت تبلیغ دولتی داشته ، این مطلب رو در روز نهم خرداد ۱۳۸۶ منتشر کرد . ( دمش گرم )
و البته به منظور بررسی آسان مطلب ، خودش هم دسته بندی کرده . ( باز هم دمش گرم )
این حقیر هم هر مطلب رو جداگانه مورد نقد و بررسی قرار خواهم داد .( دم خودم گرم ! )
۱- فرموده اند که فرد مزبور - با ادعای ساخت کارخانه تولید خودرو .... . به این میگند سیستم بانکی ناناز . ببینید چقدر تسهیلات برای مردم فراهم میکنند . همه سالم ، آقا ، مهربون ، خوش رو ، به فکر خلق مستضعف ، دلسوز ، ... هر چی بگم کم گفتم . بنده این سوال رو دارم که اگر من هم درخواست تاسیس کارخانه داشته باشم ، همینقدر وام خواهم کرفت ؟ بابا - ما خواستیم ۱۰ میلیون تومن ناقابل وام بگیریم ، تا سایز لباس زیر همسایه مون رو هم خواستند و بعد از اینکه کلی ضامن و سفته و چک و عدم خلافی و گواهی حسن سابقه و عدم اعتیاد و غیره دادیم ، بهمون کد دادند و رفت و برگشت و استعلام شد تا موفق شدیم وام بگیریم با سود ۲۸ درصد .
۲- فرموده اند که : مطابق مستندات موجود ، وی بالغ بر ۲۰ هزار میلیارد ریال ... برای شخص بنده ، هضم اون عدد خیلی مشکله . بعد از کلی فکر ، یک راهی پیدا کردم که شاید بشه عدد رو لمس کرد . شما اول باید حدود نصف روز ۲۰ میلیارد رو توی ذهنتون حلاجی کنید . اگر تونستید هضمش کنید ، اون رو ضربدر هزار کنید . توجه داشته باشید که ۱۳ تا صفر داره ! میشه ۴۰۰ میلیون اسکناس ۵ هزار تومنی . که اگر کنار هم چیده بشند ، هشتاد هزار کیلومتر میشه ! ( حساب کردم جون اسی ! الکی نیست )
۳- در قسمت سوم خبر اومده که طرف ، ۱۰۰ میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی گرفته ... بیچاره حساب ذخیره ارزی . همینطوری افتاده یک گوشه ، هر کسی هم که از راه برسه - زرتی ازش برداشت میکنه . اصلاْ فلسفه ی وجودی این صندوق ، همینه دیگه . کمک به مستمندان . انقدر هم آسون میشه ازش پول برداشت که نگو نپرس . البته این آقا ، چیزی هم برنداشته ، برای آدمهای نظر کوتاهی مثل من ، ۱۰۰ میلیون دلار خیلیه .
۴- دیون نامبرده به تنهایی یک پنجم مطالبات معوق بانکی ... .ما که اگر قسط واممون رو ۲ ماه دیر بدیم - هم از حسابمون برداشت میکنند ، هم نامه میفرستند ، هم تهدید میکنند ، هم جواب سلاممون رو نمیدند ، هم چهارستون ضامنها رو به لرزه در میارند . حالا چطور شده که این آقا با این اقساط عقب افتاده ، کسی بهش نگفته "خرت به چند " ، خودش جای سوال داره .
۵- و اما قسمت هلوی خبر ، قسمت آخرشه : این ابر بدهکار بانکی و قاچاقچی بزرگ کالا در کشور ، با اخذ تعهد اخلاقی از سوی دادسرا آزاد شد !! ... آخه شما یک نگاه به قیافه ی معصومش بندازید . آدم دلش ریش میشه . خداییش ، عطوفت داره از پاچه مون میزنه بیرون ! تا دستگیرش کردند و قیافه ش رو دیدند ، گفتند گناه داره حیوونکی . از زن و بچه ش و کارش دورش کنیم که چی بشه ؟ تازه میره توی زندان و بازداشتگاه ، خدای نکرده ممکنه واجبی بخوره یا از آدمهای خلافکار اونجا ، کارهای بدبد یاد بگیره . البته توی متن خبر نیومده که تعهد رو کتبی گرفتند یا شفاهی . همچنین ذکر نشده که تعهد رو از خود این آقا گرفتند یا کس دیگری به جاش تعهد داده یا ضمانتش رو کرده . البته فرق چندانی هم نمیکنه . مهم اینه که کار اخلاقی دارند انجام میدند . اصلاْ توی این حرکت ، کلی پیام اخلاقی و آموزشی هست . کیه که قدر بدونه !
