رفتم توی آرشیو وبلاگم - از توی کامنتها - وبلاگهایی رو که خیلی وقت بود گم کرده بودم ، دوباره پیدا کردم و سری بهشون زدم. بعضیهاشون تعطیل بود و بعضیهاشون هنوز به روز میشدند. توی این گشت و گزار ، چند تا وبلاگ جدید هم پیدا کردم و خوندم.
و اما نکته : ما ایرانیها قلبمون خیلی بزرگتر از مغزمونه ! ( گفتم ایرانیها ، به این خاطر که از غیر ایرانیها خیلی خبر ندارم )
حالا چرا ؟! عرض میکنم
این دو تا وبلاگ رو با هم مقایسه کنید :
مقالات سیاسی و اجتماعی و یادداشتهای دختر دستفروش مترو
البته گفته باشم که اصلا نمیخوام بگم کدوم خوبه و کدوم بد. یا کی درست میگه کی غلط. چون اصلا قابل مقایسه نیستند. اصلا جنسشون با هم فرق داره.
اما ؛ جناب آقای ممیزی از سال 1382 شروع کرده به نوشتن ( به سبک خودش ) . از روزی یک کامنت داشته تا الان که رسیده به حداکثر 50 تا (ولی اغلب همون 20-25 تا کامنت رو داره ). البته حداکثر بازدید رو که نگاه کردم به 264 بازدید رسیده. ( به تفاوت بازدید و کامنت توجه داشته باشید ) در یک ماه اخیر ، میانگین بازدید 105 مرتبه بوده.
حالا نگاهی کنیم به آمار دختر دستفروش : دقیقا 6 ماهه که شروع به کار کرده. بیشترین کامنت 130 عدد ! بیشترین بازدید 718 مرتبه ! و میانگین بازدید در یک ماه اخیر شده 180 مرتبه. ایشون هم از روزی 3-4 تا کامنت شروع کرده.
البته به طرق دیگه هم میشه آمار رو مقایسه کرد. فاکتورهایی دیگه ای رو هم میشه دخیل دونست. اما اصل قضیه سر جای خودشه.
حالا شما بنشینید و وبلاگهایی که کمابیش بهشون سر میزنید رو با هم مقایسه کنید. اونهایی که قلبی و احساسی هستند ؛ با اونهایی که مغزی و فکری هستند. به همین نتبجه میرسید:
ما ایرانیها ، دلهایی بسیار بزرگتر از مغز داریم.
و یک نتیجه گیری دیگه هم شاید بشه کرد :
زبان ما ایرانیها ، بیشتر به دلمون وصله تا به مغزمون.
باز هم از انجام مقایسه معذرت خواهی میکنم و تکرار میکنم که اصلا قصد جهت گیری ندارم.
