تبليغاتX
تن ها - سرما در سرما

--- سلام . خوبید ؟ خوشید ؟ با برف و سرما چه میکنید . ما که هر چیزی پیش بیاد ، دردسرهاش اول میاد سراغمون . برف که میاد ، تصادف زیاد میشه ، زمین خوردن و دست و پا شکستن زیاد میشه ، ... آخه اینهم شغله که ما داریم !

--- بازگشت به مطلب 2 پست قبل ، یه چیز دیگه هم به دیده هامون اضافه شد : تازه عروسی که شوهرش رو با چاقو بزنه و بکُشه دیدید ؟ من دیدیم ! چند روز پیش یه پسر جوون رو آوردند بیمارستان که سمت راست قفسه سینه ش از جلو یه زخم کوچولو داشت . شاید یک سانتیمتر هم نمیشد . معلوم بود که جای چاقوست . دردسرتون ندم . رفت اتاق عمل . دو بار هم رفت . به فاصله چند ساعت . آخرش مُرد ! بله . مُرد . بعد متوجه شدیم که همسر گرامیش زده . فکر کنم با این کاردهای میوه خوری که به لیزری معروف هستند زده بود . نامرد تا ته فرو کرده بود تو سینه بدبخت . جوری زده بود که نوک چاقو به قلب بیچاره هم خورده بود و دهلیز راستش رو پاره کرده بود . و نکته دیگه اینکه یک هفته بیشتر از ازدواجشون نمیگذشت ! تحلیلش با خودتون ...

--- زندان دسته جمعی . آزادی انفرادی ... انتخاب یه کمی مشکله

--- من خیلی کم میشینم پای تلویزیون . این روزها که گهگاهی توفیق اجباری نصیبم شده و چند دقیقه ای تلویزیون تماشا کردم ؛ بیشتر اتفاقات دوران انقلاب رو دیدم . یه احساسی بهم دست میده . قبلاً از خیلیها سوال کردم . خیلیهایی که اون موقع فعال بودند . انگیزه شون رو پرسیدم . خداییش هیچکدوم دلیل قانع کننده ای نداشتند . البته همه شون در یک چیز مشترک بودند . همه از شاه بد میگفتند . از ظلمش . از اختناقی که درست کرده بود . از بی عدالتیهایی که میشد . ولی من نمیدونم چرا ... ظاهراً این که آدم یه چیزی رو نخواد ولی ندونه چی میخواد خیلی مکافاته .

--- ما تو بیمارستان یه آقایی داریم که مثلاً سرپرستار اورژانسه . مرد شریفی هم هست . هر چی کلاس باشه شرکت میکنه . فرقی هم نمیکنه چیه . از کامپیوتر گرفته تا مدیریت و ایزو . حتم دارم که اگر کلاس آشپزی هم میگذاشتند ، میرفت . تنها کاری هم که نمیکنه ، کاره ! یعنی اگر یک ماه هم نیاد سرکار ، هیچ اتفاقی نمیافته . چقدر بده که بود و نبود آدم یکی باشه .

--- بعد از سالها ؛ خواستم به یه کاری که خیلی علاقه داشتم برسم . یه هنر . البته یه محرک هم بود . برای من که اینطور بوده . همیشه اگر یه محرک خارجی در کار باشه ، کاری که تصمیم دارم انجام بدم ، خیلی بهتر و سریعتر انجام میشه . خلاصه اینکه ما شروع کردیم . قدمهای اول به خوبی برداشه میشد که ناگهان ... محرک خارجی بی محرک خارجی ! به معنای دیگه ، کاتالیزور ما تبدیل به یک عنصر آمفوتر شد ! این هم از خوش شانسی من ...

--- مواظب خودتون باشید تو خیابون لیز نخورد . خیلی مواظب پیرمردها و پیرزنها باشید . شکر خدا همه شون پوکی استخوان دارند . به یه تنلگر ، استخوانهاشون میشکنه و دردسری درست میشه که حالا بیا درستش کن . مواظب باشید که سرما هم نخورید . چون این ویروسی که مُد شده ! تا 20-15 روز دست از سرتون بر نمیداره و سرفه امانتون رو میبره . اگر هم مبتلا شدید ، صبر داشته باشید . هی مراجعه نکنید به دکتر که چرا خوب نمیشید . میشید .

+ نوشته شده توسط سهیل در سه شنبه بیستم بهمن 1383 و ساعت 4:43 |